مبانی هنرهای تجسمی ، طراحی،نقاشی وگرافیک
وجود نور اين امکان را براي ما فراهم مي آورد که اشيإ را ببينيم و بشناسيم .هنگامي که چراغ مطالعه را به شئ نزديک مي کنيم مي بينيم که پرتو هاي حاصل از چراغ به شئ مورد نظر برخورد نموده ،سپس به چشم بيننده بر مي گردند.اين امر که همان باز تاب است ،به امر ديدن ظاهر اشيإ کمک مي کند .با جابجايي منبع نور در اطراف مدل ،تغييراتي بوجود مي آيد که به عنوان مثال مي توان به اين موارد اشاره کرد:_تيره شدن کامل فرمها و در نتيجه از بين رفتن خصوصيات ظاهري آنها در نظر بيننده ._روشن شدن سطح اشيإ و يکنواخت شدن ويژگيهاي حجمي و جنسيت آنها._پديد آمدن وضعيتي که به موجب آن، مدل وضوح مي يابد و شناخت احجام موجود ،ميسر مي گردد.
وجود نور و تاريکي ،به طور همزمان ،باعث پيدايش مبحث سايه روشن مي گردد که در طراحي جايگاه ويژه اي دارد .به هنگام مشاهده مدل ،تشخيص صحيح قسمتهايي که در سايه واقع شده اند ،از قسمتهايي که در مقابل نور قرار دارند ،نياز به مشاهده و مطالعه دقيق بر روي اجزاي مدل دارد ،به خصوص هنگامي که مدل از جنسي شفاف و براق مثل فلز استيل يا شيشه و...برخوردار باشد. در اين حالت ،با دقت به مشاهده درجات خاکستري موجود در مدل پرداخته و دقيقأ آنچه را مي بينيد ترسيم کنيد.استفاده از شيوه تيرگي مطلق ،روشني مطلق مقدمه مشاهده صحيح سايه و روشن است
ابزار كمكي در طراحي :وسايلي هستند كه به عنوان مكمل وسايل اصلي يا وسايل كمكي شناخته مي شوند،همچون:پاك كن:پاك كنهاي خميري ،جوهري و خشك كه به ترتيب براي مداد ،مداد چرب ،زغال و...استفاده مي شود.زير دستي يا تخته شاسي :كه گاه به همراه گيره و گاه بدون آن است ؛از جنسهايي مثل فلز ،فيبر،مقواي ضخيم،پلاستيك ضخيم و در اندازه هاي متناسب با ابعاد متداول كاغذ طراحي ،درست شده است.سه پايه:معمولاً از سه پايه براي كارهايي با ابعاد بزرگ و تمرينهاي آزاد استفاده مي شود.محو كن :به صورت آماده به فروش مي رسد؛اما اكثر طراحان شخصاً آن را مي سازند،در طراحي با زغال و مداد كنته كاربرد عمده اي دارد و اثر زغال را به سايه روشنهاي قابل كنترل تبديل مي كند.صفحه سمباده :وسيله اي است براي اينكه نوك مداد را به صورت دلخواه و متناسب با شيوه شخصي طراح ،حفظ كند.به خصوص هنگامي كه نوك تيز و در عين حال ضخيم مورد نياز باشد.با صفحه سمباده مي توان حداكثر پهناي نوك مداد را در اختيار داشت.تيغ يا كاتر :از اين وسيله،به جاي تراش استفاده مي شود.در اغلب موارد،مداد هاي طراحي به علت ضخامت مغز مداد ،حجمي خارج از استاندارد مداد تراشهاي معمولي دارند.در اين مورد،استفاده از كاتر به جاي مداد تراش مناسبتر است.مضافاً اينكه برخي از مدادهاي طراحي بدنه اي به شكل مكعب مستطيل دارند و تنها با كاتر تراشيده مي شوند.فيكساتيو:مايعي است كه به صورت اسپري استفاده مي شود.معمولاً پس از اتمام طراحيهايي كه با زغال ،گچ پاستل ،مداد كنته و مداد طراحي صورت مي گيرد،فيكساتيو را بكار مي برند تا اثر و طرح را ثابت ساخته و از محو شدن و سايش و آلودگي آن جلوگيري كنند.در بسياري از موارد از اسپري تافت و باند زخم اسپري نيز مي توان استفاده كرد :طرح را به صورت عمودي يا مورب قرار مي دهند و از فاصله 30 سانتيمتري ،فيكساتيو را به طور يكدست ير روي طرح مي پاشند.بهتر است در حين كار از دستمالي به عنوان محافظ دهان و بيني استفاده شود تا قطرات ريز فيكساتيو يا تافت استنشاق نگردد.
معمولاً پرسپکتيو به دو حالت اصلي شناخته مي شود:1_پرسپکتيو فضاي داخلي _مثل فضاي داخل اتاق ،راهرو،ساختمان و...تصوير4 2_پرسپکتيو فضاي خارجي _مثل فضاي خارج از ساختمان ،خيابان،شهر و فضاهاي باز .در اينجا لازم است اشاره کنيم که گاهي نيز طراحان از ترکيب دو حالت فوق استفاده مي کنند .
مشاهده و ترسيم اشيإ با شيوه پرسپکتيو نيز به چند روش صورت مي پذيرد که به طور عمده عبارتند از:پرسپکتيويک نقطه اي ،پرسپکتيودو نقطه اي و پرسپكتيوسه نقطه اي هر يک از موارد فوق شامل قوانيني نسبتاًساده هستند و چنانچه اشکال هندسي را با توجه به قوانين هر يک ترسيم نماييم مي توانيم از تنوع بي شماري که به وجود مي آيد استفاده کنيم.براي ترسيم پرسپکتيو يک شئ لازم است که ابتدا خط افق و نقطه گريز را مشخص کنيد.خط افق :فاصله چشم ناظر از سطح زمين تعيين کننده خط افق است .به عنوان مثال زماني که بر روي صندلي نشسته ايد و ارتفاع يا فاصله چشم شما از سطح زمين 5\1 متر است،خط افق براي شما در همان ارتفاع 5\1 متري واقع شده و به موازات نگاه شما قرار دارد.نقطه گريز:اگر حجم يا شکلي را که در پرسپکتيو قرار گرفته به دقت بررسي کنيد متوجه مي شويد که خطوط و زاويه هايي که دورتر قرار دارند همه به طرف خط افق رفته و در يک نقطه متمرکز مي شوند.به اين خطوط راهنما ،خطوط گريزنده يا خطوط سهمي نيز مي گويند.شما نيز مي توانيد تصاويري با مضمون حجم و ساختمان را گرد آورده وخطوط گريزنده ،نقطه گريز و خط افق را بر روي آن ترسيم نماييد.در پرسپکتيو يک نقطه اي و دو نقطه اي ،نقطه گريز بايستي بر روي خط افق باشد ،اما محل قرار گيري آن مي تواند متغير باشد.هر قدر نقطه گريز به حجم اصلي نزديکتر باشد زاويه هاي تند تري بوجود مي آورد و خطوط واضلاع کناره حجم به هم فشرده تر مي شوند و هر قدر نقطه گريز از حجم اصلي دور باشد ،زاويه ها بازتر مي شوند و اضلاع کناره حجم با وسعت بيشتري در فضا گسترش مي يابند.
نتيجه هماهنگي ذهن ،چشم و دست است؛اما گاه ممکن است اين هماهنگي از بين رفته يا مغشوش گردد .به عنوان مثال ،وقتي به حجم ساختماني که در مقابل شماست نگاه مي کنيد با آنکه مي دانيد تمام ابعاد و زوايا با هم برابر هستند ،باز هم بخشهاي عقب تر آن حجم به نظر کوچکتر مي آيند يا آنکه خطوط افقي يا عمودي حجم تغيير زاويه داده و در جهت اريب به نظر مي رسند .در اين حالت است که اطلاعات ذهني ،با مشاهدات عيني شما هماهنگ نمي شوند و بايستي از نکات مربوط به پرسپکتيو استفاده کنيد .پرسپکتيو علمي است که با استفاده از اصول آن ،دوري و نزديکي اجسام را نشان مي دهند .پرسپکتيو يا علم مناظر و مرايا در قرن پانزدهم ميلادي به وسيله دو تن از نقاشان بزرگ ايتاليا به نامهاي پائولو اوچلو و پيرو دلا فرانچسکا پايه گذاري شد سپس توسط نقاشان ديگري همچون لئوناردو داوينچي و رافائل تکميل گرديد ،و از همان زمانها ،آموزش علم پرسپکتيو در کنار اصول نقاشي و طراحي الزام گرديد.پرسپکتيو در همه حال به طراحان کمک مي کند تا نظمي اساسي در طرحها و فرمهاي هندسي به وجود آورند.
ارتباط
انسان درهردوران وهرزمان،برای ایجاد ارتباط ازپاره ای علائم سنتی استفاده کرده که هریک به نوعی بیان کننده مفاهیم اجتماعی وفرهنگی آن دوران بوده اند.علائم رفته رفته مفهوم عمیق تری پیدا کردوبه نماد تبدیل شد.نماد پدیده ای است تصویری که دیدن آن،چیزی رادرذهن مامجسم می سازدوکیفیتی رابه ذهن ما منتقل می کند.برای مثال ،کبوتر،درفرهنگ مسیحیان،نمادصلح وآشتی شناخته شده است واسکلت سرانسان ،نمادمرگ.
نماد،فرآورده اندیشه انسان است.فشرده ای است ازمجموع عواطف آیینی،قومی که به شکل یک تصویر تقریبآ انتزاعی ویاشکلهایی که ازتجزیه تحلیل شکلهای طبیعی استخراج شده،نمودار می گردد.مصریان باستان وسومریهاازنخستین اقوامی بودند که ازانسان،پرندگان وحیوانات،نمادها وعلائمی ساختند به نام الفبای هیروگلیف که ازآن برای انتقال پیام استفاده می کردند.دراین خطوط تصویری،شکل انسان وحیوان کاملآ ساده وپیراسته شده ودرمواردی به شکل حرف رمزدرآمده است:
مصریان این شکلهای ساده وبدون حجم راروی کاغذ پاپیروس نقش می کردند ویااینکه بردیواره مقبره فراعنه وبرروی ستونهای سنگی بلند حک می کردند وهریک ازاین علامات مفهوم ویژه ای رابیان می کنند.
1- کوبیسم ساده ( براک وپیکاسو بانیان آن بودند،سعی داشتندبرخلاف امپرسیونیستها که به اثر زودگذرچیزها توجه داشتند،شکل ثابت واساسی چیزها رادریابندوبرصفحه نقش کنند.)
2- کوبیسم تحلیلی ( پیکاسو وبراک درپی آن بودندکه وجوه مختلف اشیاء رادرآن واحد بنمایانندیعنی نقش آنهامنحصر به آنچه چشم ازیک طرف می بیند نباشدبلکه آن تصوری راکه ماازشیء درذهن داریم وناظربه همه وجوه آن ازنیم رخ وتمام رخ ودرون وبیرون آن هستیم مجسم کند.)
3- کوبیسم ترکیبی (دراین مرحله کوبیسم ازنشان دادن حجم اشیاء صرفنظر کرد،اگرچه نمودن صورتهای مختلف یک شیء راازیاد نبرد.)
شروع واقعی کوبیسم رامی توان پرده(ظروف) پیکاسو شمرد که درآن تعدادی ظروف به صورت ساده هندسی ترسیم شده اند.این پرده ازآثارسزان که درآثار خود به تناسب وترکیب اشکال توجه داشت اثر گرفته است.درسال 1907 نمایشگاه بزرگی ازآثارسزان درپاریس ترتیب یافت.پیکاسو به دیدن آن رفت وبه شیوه سزان توجه کرد.درهمین سال این گفته سزان انتشاریافت که (هرچه درطبیعت هست ازترکیب کره ومخروط واستوانه شکل می پذیرد.باید نقاشی رابراساس این اشکال ساده قرارداد.)
پیکاسوازآثارسزان وگفته های اوالهام گرفت ودرپی یافتن اشکال ساده واساسی وتناسب میان این اشکال بود.به همین خاطر ازترسیم احوال بشری غافل شدودرعالم اشکال وساختمانی که درپس نمای آن نهفته است،فرورفت.
براي طراحي ساخت و ساز از فيگور انسان،نياز به مدلي داريد كه قادر باشد مدت مديدي را بي حركت و ساكن در مقابل شما بايستد.در اين مرحله نيز تهيه اسكيس هاي اوليه،مطالعه مدل از زواياي مختلف و با توجه به وضعيت نور نسبت به مدل ،از مراحل ابتدايي و اساسي كار است.مدل را در وضعيتي متناسب با كادر كاغذ بنشانيد و پس از ترسيم اتود هاي مختلف به طراحي اصلی بپردازيد .همه قسمتها از جمله حالت چهره ،مرز بندي نقاط سايه و روشن و حالت دستها را مشخص كرده ،همزمان تكميل كنيد.براي ساخت و ساز كامل ،بهتر است ابتدا از چهره و سپس از دستها شروع كنيد .بسياري از هنرمندان همين مراحل را طي كرده اند ،تا چنانچه مدل به عللي تغيير مكان داد ،صرفاً مجبور به تغيير حالت لباس باشندو تغييري در وضعيت چهره يا دستها پيش نيايد.ممكن است به علت عدم دستيابي به مدل مناسب ،مجبور به طراحي از تصاوير باشيد،پيشنهاد مي شود چنانچه به آينه هاي بزرگ دسترسي داريد ،خودتان را به عنوان مدل قرار دهيد.تنوع در رنگ سايه ها ،بافت هاي موجود در پوشاك و چهره و حتي نوع خط و سايه روشن به كار رفته ،از ضروريات كار است.سطوح خاكستري تيره را در سراسر كار خود توزيع كنيد تا چشم بر اثر تمركز تيرگي در يك نقطه ،توقف نداشته باشد و همه نقاط و زوايا را براحتي مشاهده كند.براي اين منظور ممكن است ناچار شويد قدري در رنگهاي خاكستري كه در مقابل داريد ،دخل و تصرف كنيد و درجات خاكستري را تيره تر يا روشن تر از مدل در نظر بگيريد تا تعادل بر سطح كار حاكم شود . پركار ترين شيوه ساخت و ساز از فيگور انساني شيوه هاشور و قلم فلزي است.نمونه هاي قابل توجهي از اين شيوه وجود دارد كه سالها پيش توسط طراحان صورت گرفته و براي آموزش و مشاهده بسيار مناسب است.
براي طراحي فيگوراتيو ،جايگزيني مدل در صفحه بسيار مهم است:1_ممكن است شما صرفاً به اصل سوژه و حالت آن توجه داشته باشيد.و لذا هر مقدار از سوژه را كه در نظر داريد بر صفحه كاغذ پياده مي كنيد يعني به صورت نيم تنه يا تمام تنه ،2_مورد ديگري نيز وجود دارد و آن ،حضور مدل در كنار سوژه ها و عناصر ديگر مي باشد.در اين حالت ،بايد تناسب سوژه را با اجزاي ديگر محيط اطراف آن در نظر داشته باشيد و جايگزيني مدل در صفحه را با دقت و تأمل بيشتري انجام دهيد .تا زماني كه بدن،دست و پاها در حالت آويخته و عادي هستند،به چشم بيننده كاملاً عادي به نظر مي رسند ،اما همين كه حالتهايي مثل نشستن ،دويدن و... پيش مي آيد ،دستها وپاها نيز همچون احجام و اشياي ديگردچار كوتاه نمايي يا قرار گرفتن در وضعيت پرسپكتيو مي شوند.بسيار پيش مي آيد كه هنر جويان براي فيگورهاي نشسته يا در حال دويدن ،زاويه نيم رخ را انتخاب مي كنند تا با مشكلات كمتري در حين طراحي روبرو شوند،چنانچه در نظر آوريم كه در طراحي از طبيعت و طبيعت بيجان ،اشيا را به صورت فرمهاي ساده هندسي مشاهده مي كرديم ،و سپس به ترسيم وضعيت پرسپكتيوي هر يك مي پرداختيم،در اينجا نيز مي توانيم تنه،دست و پا را به صورت احجام هندسي ببينيم و وضعيت پرسپكتيو آنها را به دقت مشاهده كرده و به ترسيم آنها بپردازيم.كل بدن انسان در حالت خوابيده نيز مي تواند به صورت حجمي كلي مشاهده شود و سپس جزئيات بر روي اين حجم مشخص گردد.
با بريدن چند قطعه مقواي متفاوت از لحاظ رنگ و اندازه مستطيل و مربع و مثلث،و تركيب آنها در داخل كادر انواع ريتم ها را تجربه كنيد.علاوه بر موارد فوق ،تجمع و تراكم اجزا نيز مي توانند عاملي براي به وجود آوردن ريتم باشند.درختي كه در طبيعت مشاهده مي كنيم برگهاي درهم و انبوهي دارد،ليكن نظم و ريتمي در تمام اجزا و در كل درخت حاكم است كه از لحاظ زيبايي شناسي ،چشم را خسته نمي كند و تنوعات گوناگوني را از تمام ابعادي كه تا كنون بررسي كرديم در نظر مي آورد.اگر همين ديدگاه و هدف را در حين چيدن اجزاي طبيعت بيجان در كنار يكديگر حفظ كنيم ،مي توانيم به تركيب بندي خوب با ريتمي مناسب دست يابيم.ريتم را مي توان مكمل مبحث كادر و تعادل و توازن در يك اثر هنري دانست .چنانچه در حين طراحي به تمامي عوامل ياد شده يعني ريتم،تعادل ،توازن توجه داشته باشيد،مي توانيد نمونه هاي قابل توجهي از تركيب بندي هاي آگاهانه را ارائه دهيد.تركيب بندي ،علاوه بر نظم ميان اشياء در طبيعت بيجان ،شامل نظم ميان افراد يك يا چند نفر در يك كادر نيز مي گردد .
سبک های نقاشی می توانند با روشهای بکارگیری و یا با توجه به جنبش هنری که بیشترین تطبیق را با مشخصات غالب و حاکمی که نقاشی نشان می دهد دارند، مشخص شوند. سبک های معروف عبارتند از:
رئالیسم (واقع گرایی)
امپرسیونیسم (برداشت گرایی)
پوینتولیسم
هنر ابتدایی
کوبیسم (حجم گری)
مدرنیسم (نوگرایی)
آبستره (انتزاعی)
پست مدرنیسم (فرا نوین)
آوانگارد (پیشگام ، وابسته به مکتب های هنری نوین و غیر سنتی)
ساختار گرایی
کتاره سخت
گرافیتی
نقاشی اصیل ایرانی
تکنیکهای نقاشی عبارتند از :
رنگ زنی غلیظ
آبرنگ
لعاب دادن
نقاشی یا رنگ مومی ( نقاشی یا رنگی که با موم آب کرده بسازند)
نقاشی دیواری که معروفترین نوع آن فرسکو می باشد.
سایش و نقاشی نقطه ای
فوماتو
سامی – ای
کلاژ
نقاشی بر روی تخته
نقاشی یا اسپری « گرافیتی )
(نقاشی) با مواد جدید
نقاشی یا کامپیوتر
حلال های رنگ
حلال ماده ای است که رنگدانه در آن حل یا قرار داده می شود. تقریباً تمامی حلالهای طراحی در نقاشی نیز قابل استفاده هستند. برخی از آنها عبارتند از :
رنگ روغن ، شامل رنگهای جدید قابل اختلاط با آب
رنگ اکریلیک
سایه روشن
رنگ انگشتی
مرکب
پاستل ، شامل پاستل خشک ، پاستل روغنی و موادهای پاستل
تمپرا (رنگهای آمیخته تا زرده تخم مرغ)
رنگ مومی
آبرنگ
امروزه ،بسیاری از آثار شناخته شده و مشهور هنری مانند مونالیزا نقاشی هستند. در حال حاضر اختلاف نظرهای جزئی در مورد کاملا هنری بودن آثاری که به روشهای غیر سنتی و با روش های غیر از شیوه های کلاسیک خلق می شوند وجود دارد.از لحاظ مفهومی هنرمندانی که از صدا ، نور ، آتش بازی ، چاپگرجوهرافشان ، پیکسل های صفحه مانیتور و حتی پاستل یا مواد دیگر استفاده می کنند، یا رنگهای آمیخته با زرده تخم مرغ را بکار می برند، یکسان هستند. در نتیجه به اغلب کارهای هنری ، نقاشی گفته می شود.
رنگ ترکیبی از رنگدانه ، حلال ، چسپاننده و در برخی موارد تسریع یا کند کننده ای برای خشک شدن ، بهبود دهنده بافت ، تثبت کننده و یا هر ماده اصلاح کننده دیگری است. قبل از آنکه رنگ بر روی بوم قرار گیرد، معمولا ابتدا آن را آغشته به نوعی زمینه (یک لایه پوششی که معمولا از جنس جسو می باشد) می کنند تا چسپندگی با رنگ را افزایش داده و حالت بافت سبدی بوم را برای جلوگیری از تراوش کاهش می دهد. با اینکه انتظار می رود رنگدانه هایی که برای نقاشی بکار می روند ثابت باشند، اما برخی از نقاشان از رنگهایی استفاده می کنند که دارای رنگدانه های فرار هستند.
ابزار مورد استفاده نقاش شامل انواع مختلفی است . از جمله :
قلم موی نقاشی
کاردک
پالت (از جنس چوب یا پلاستیک که در هنگام نقاشی رنگ را روی آن قرار داده و استفاده می کنند)
اسفنج
گیره
سه پایه
قوطی اسپری رنگ
اسپری رنگی دارای هوای فشرده
نقاشی عمل بکار بردن رنگ دانه محلول در یک رقیق کننده و یک عامل چسپاننده (یک چسب ) بر روی یک سطح (نگهدارنده) مانند کاغذ ، بوم یا دیوار است. این کار توسط یک نقاش انجام می شود. این واژه بخصوص زمانی به کار می رود که این کار حرفه شخص مورد نظر باشد. قدمت نقاشی در بین انسانها ، شش برابر قدمت استفاده از زبان نوشتاری است.
در قیاس با نقاشی ، طراحی ، سلسله عملیات ایجاد یک سری اثر و نشانه با استفاده از فشار آوردن یا حرکت ابزاری بر روی یک سطح است.
یک روش قابل اجرا برای تزئین دیوارهای یک اتاق با استفاده از نقاشی در ساختار جزئیات کار موجود است.
این مقاله بیشتر درباره نقاشی وری سطوح به دلایل و اهداف هنری است . نقاشی از نظر بسیاری افراد، در زمره مهمترین شکلهای هنر قرار دارد.
يکی از دوستان درمورد انواع رشته های هنرهای تجسمی سوال پرسيده بودند.
هرهنری که بوسيله تجسم روی کاغذ، بوم،سفال،سنگ وجنسيت های ديگر اتفاق بيفتد جز هنرهای تجسمی بشمار می رود.مانند طراحی،نقاشی،مجسمه سازی،تذهيب،تشعير،نگارگری(مينياتور)،ارتباط تصويری(گرافيک)،صنايع دستی،سفالگری،طراحی صنعتی،طراحی نقشه قالی،منبت،معرق و....
وپايه واساس همه اين هنرها طراحی می باشد.
وسايل طراحی:با توجه به تكنولوژي زمان حاضر ،ابزارهاي طراحي ،بسيار متنوع اند .ليكن،در اينجا صرفاً از وسايلي نام مي بريم كه به عنوان ابزارهاي اصلي اوليه براي طراحي شناخته شده اند؛به سهولت در دسترس مي باشند و مهم تر از همه ،نتيجه مورد نظر را براحتي ارائه مي دهند.براي طراحي ،به طور معمول ،از سطوحي با جنسها و كيفيتهاي متفاوت و متنوع استفاده مي گردد،كه اغلب از آن به عنوان سطوح اثر پذير نيز ياد مي شود.انواع كاغذ ها و مقواهاي بي شمار و گوناگوني كه در اطراف خود مي بينيم و گاه چوبها و فيبر ها ،ورقهاي پلاستيكي ،فلزي ،ديواره ها و... قابليت دارند كه خطوط و طرحهاي ترسيم شده را به عنوان اثري كامل به نمايش بگذارند .ليكن سطوح مورد نظر در اينجا،كاغذ و مقواهاي متداول و در دسترس است.ترسيم خط بر روي همه كاغذ ها امكان پذير است،ولي با تجربه عملي مي توان دريافت كه كدام نوع كاغذ براي چه وسيله اي مناسبتر است. انواع كاغذ هاي در دسترس عبارت اند از كاغذ كاهي ،كاغذ نازك سفيد،كاغذ سفيد طراحي ،كاغذ هاي زبر براي مداد،مقواهاي نازك و ضخيم با بافتهاي درشت و ريز براي طراحي با زغال ،مقواي آبرنگ يا مكنده براي كار با آب مركب )،كاغذ و مقواي براق گلاسه با وزنهاي مختلف براي كار با قلم فلزي و مركب ،كاغذ ومقواي پاستل سفيد و رنگي و... علاوه بر كاغذ و مقوا ،وسايل ديگري نيز وجود دارد كه خطوط را با آنها ترسيم مي كنند و به عنوان ابزار اثر گذار شناخته مي گردند .ساده ترين و معمولي ترين وسيله طراحي مداد است.مدادهاانواع مختلفي دارند و به همين نسبت توانايي هاي متنوعي را براي طراح فراهم مي سازند.ماده اوليه مداد ،گرافيت است كه در گذشته به صورت طبيعي و بدون حفاظ بود،ليكن امروزه با حذف نا خالصيهاي گرافيت و افزودن موادي همچون گل رس،موم يا پارافين و استفاده از حفاظ چوبي و گاه فلزي يا پلاستيكي در دسترس عموم قرار مي گيرد.علامتهاي ويژه اي براي شناسايي مداد ها وجود دارد همچونB , F , Hو نمايانگر مداد ها از لحاظ نرمي ،سختي ،خشكي و چربي مي باشند.علاوه بر آن در كنار اين علامتها شماره هايي نيز وجود دارد و بيانگر درجات مختلف تيرگيها و تنوع در ارائه اثر بجا مانده است.به عنوان مثال در مداد هايي با علامتHمداد شمارهH1سخت تر و كم رنگتر ازHاست و هر قدر شماره ها بالاتر برود بر ميزان سختي و كم رنگي مغز آن افزوده ميشود تا شمارهH9كه اصطلاحاً كربن فشرده به سختي الماس در آن به كار مي رود ،مداد هايي باعلامتFاز انواع خشك اما پر رنگ تر از گروهHهستند و مداد هاي گروهBمناسب ترين گروه مدادها براي طراحي به شمارميروندوبر خلاف مدادهايHهر قدر بر شماره آن افزوده مي شود،ميزان نرمي و تيرگي آن نيز بيشتر مي گردد تا بدانجا كه شمارهB14با مغزي بسيار نرم و ضخيم،طيف وسيع و متنوعي از درجات تيرگي و روشني را ارائه مي دهد.استفاده از مدادهاي گروهBنيز براي بدست آوردن انواع تيرگي و روشني ها مناسب است و در طراحي اهميت ويژه اي دارد ،بسياري از طراحان ،از چند نوع مداد به طور همزمان استفاده مي كنند ،ليكن در اينجا تنها يك مداد بسته به نوع موضوع ،اندازه كار و شيوه طراحي يا يا كافي است و به تنهايي مي تواند در ترسيم نازك ترين و كم رنگ ترين خط تا پر رنگ ترين خط مورد نياز شما را ياري كند.
امروز می خوام يکی ديگه ازطراحان بزرگ جهان وايتاليا يعنی رافائل رو بهتون معرفی کنم.
رافائل نقاشي و طراحي را نزد پروجينو فرا گرفت و در مدت كوتاهي ستاره در خشان هنر رنسانس ايتاليا شد.آوازه هنر ميكل آنجلو و لئوناردو او را به فلورانس كشاند.چهار سال در آنجا ماند و آثار اين دو استاد را بررسي كرد.از لئوناردو مفهوم واقعي سايه روشن هوا و فضا را درك كرد و از ميكل آنجلو تلاش بين انسان و طبيعت دريافت .رافائل اين اكتشافات را با حساسيت و ظرافت طبع خود توأم ساخت و طرحهايي آفريد كه خطوطشان مواج،حساس ،حساب شده و در كمال زيبايي است؛البته نه آنقدر پر هيجان مثل طرحهاي لئوناردو و نه در بند گناه چون طرحهاي ميكل آنجلو.طرحهاي رافائل زاييده دست انساني است كه در اجتماع به سر ميبرد و در لذتها و شاديهاي آن شريك است.او فوق العاده دقيق طراحي مي كرد ؛طرحهايش به دليل مهارتي كه در به كار بردن گچ و قلم و مركب نشان داده،و به خاطر ظرافتشان به دل مي نشيند و به چشم لذت مي دهد.مطلب تازه اي كه در طراحي رافائل ديده شد ،وفاداري شديد به طبيعت بود.
ميكل آنژ طراحي را از كودكي آغاز كرد.در درس يوناني و لاتين ضعيف بود.دليل آن هم اين بود كه بجاي توجه به درس زبان در حاشيه كتابهايش طراحي مي كرد.با وجود علاقه اي كه به مجسمه سازي شت ،در سن سيزده سالگي براي فرا گرفتن نقاشي به كارگاه گير لاندايو رفت،ولي تا آخرين روزهاي مرش كه تقريباً نود سال طول كشيد هرگز طراحي را كنار نگذاشت. او به اين واقعيت آگاه بود كه بهترين وسيله براي نيرومند كردن چشم و دست،طراحي است.قبل از اقدام به نقاشي و يا تراشيدن مجسمه ،صدها طرح براي تمام جزئيات آنها مي ساخت.با اين طرحها اسرار ساختمان پيچيده بدن انسان را كشف مي كرد.طراحي،چراغي بود كه راه تاريك مجسمه سازي را به او روشن مي ساخت؛سنگ محكي بود كه به وسيله آن ميزان صداقت و وفاداري به حقيقت را آزمايش مي كرد؛وسيله اي بود براي درك حقايقي كه هر روز كشف مي كرد .زماني كه در باغ خانواده مديسي در فلورانس ،زير نظر برتولدو تعليم مي گرفت،استادش به او گفت: طراحي، به عمل خداوند،كه روح را به تن آدمي دميد،شباهت دارد.از پيوند روان هنرمند و تنفس مدل ،زندگي تازه اي روي كاغذ آفريده مي شود .طراحي عمل عاشقانه اي است. ميكل آنژ ،بزرگترين مجسمه ساز جهان ،از راه طراحي به پژوهش طبيعت پرداخت و سرانجام به حقيقت و به زيبايي كم نظيري كه خاص خود اوست دست يافت.بدون طراحي هر گز نمي توانست شاهكار هايي به اين عظمت بيافريند.
امروز می خوام يکی از هنرمندان معروف عرصه طراحی ونقاشی دوره طلايی رنسانس را بهتون معرفی کنم يعنی لئوناردو داوينچی اميدوارم مفيد واقع شود.
لئوناردو در دوران با عظمت هنر ايتاليا دوره رنسانس به دنيا آمد و ستاره درخشان آن دوران شد.نزد وروكيو ،استاد بزرگ زمان ،به شاگردي پرداخت.در كارگاه اين استاد با متفكرين و بزرگان هنر آشنا شد.تعليمات وروكيو او را با رموز هنر قرون وسطا آشنا ساخت،ولي لئوناردو در پرتو نبوغ ذاتي خود از مرحله تعاليم سنتي پيش تر رفت و هنرمند برجسته دنياي نو رنسانس شد.از جواني در رشته هاي علم و هنر استعداد بي سابقه اي نشان داد .لئوناردو دانشمندي بود كه به هنر روي آورده بود .طراحي مي كرد و مجسمه مي ساخت.طرح ماشين آلات و اختراعات او تحول بي سابقه اي در دانش زمان بوجود آورد .در بيست سالگي نقاش ماهري بود و در بيست و پنج سالگي شهرت او بر سر زبانها افتاد .لئوناردو پس از يك سلسله تمرين به ساختن تابلو مبادرت مي ورزيد.در واقع حاصل تجربياتي را كه از تمرينها بدست مي آورد در نقاشيهايش مي فشرد.هنر طراحي كه در آغاز براي تهيه و تكامل نقاشي به كار مي رفت رفته رفته وسيله اي براي تجسم اكتشافات علمي او شد.كنجكاوي بي نظيري براي شناسايي رموز طبيعت داشت.با چشم مغز همه اشياء را بررسي مي كرد .كتابچه يادداشت او سرشار از پيش بيني ها و تجربيات علمي است.در اين كتابچه طرح گلها و ساختمان دروني گياهان ،اجزاي بدن انسان ،و مسئله دوري و نزديكي اشياء با خطوط مصمم و سايه روشن قوي طراحي شده است.لئوناردو در كنار هر طرح ،تجربيات علمي خود را نيز شرح داده است.همه علومي كه امروز به نامهاي گياه شناسي،آناتومي ،ستاره شناسي،زمين شناسي،و معدن شناسي مي شناسيم ،در دفترچه يادداشت لئوناردو بررسي شده است.لئوناردو درباره علم مناظر و مرايا پرسپكتيو ،تغييرات رنگها در فضا تأثيري كه رطوبت ،خشكي،و قشر هوا بر رنگ اجسام مي گذارد و چگونگي به كار بردن نور و تاريكي در نقاشي به تفصيل سخن گفته است.
تعريف طراحي:به طور کلي طراحي را مي توان شيوه اي از بيان دانست .همان گونه که نويسنده ياگوينده کلمات ولغات را انتخاب مي کند ، سپس به بيان مي پردازد ، طراح نيز باانتخاب شيوه مناسب وبه کار گيري ابزار ومهارت خويش ، زبان وگويشي متناسب به کار مي برد . بااين تفاوت که اولاٌ مخاطبان يک اثر هنري وبه طور اخص ، يک طرح جمع زيادي از انسانها هستند؛ چراکه يک اثر واضح ورساي هنري نيازي به ترجمه ندارد .ديگر اينکه بيان به صورت طرح وشکل مدتها پيش از پيدايش خط وزبان ، وسيله برقراري ارتباط بين انسانها بوده است وبالاخره طراحي ، ساده ترين شکل توصيف است.
ودقيقا به همين علت است که اقوام بدوي وبسياري ديگر ، از اين شيوه براي رفع نياز ارتباطی خوداستفاده مي کردند.
طراحي ،محصول هماهنگي ميان چشم ،دست ابزارو انديشه هنرمنداست ،براي آفرينش يک نمونه موفق مدتها وقت وتمرين مداوم همراه باعلاقه ،لازم است .ابزارمناسب،هنرمندرادرنيل به بهترين نتيجه ياري مي کندو انديشه ،عبارت است ازنيروي مشاهده ،انتخاب وانعکاس يک ياچندموضوع برصفحه کاغذ توسط طراح
من یکی که به طراحی به لحاظ زیر بنایی بودنش خیلی اهمیت میدم واینو همیشه به شاگردام توصیه میکنم
که قبل از هرهنری بایستی پیش زمینه ای درمورد طراحی باید داشته باشن.
اگه ما به تاریخچه طراحی یه نگاه بندازیم متوجه میشیم که اکثر وسایل وابزارها برا بوجود آمدنشان به طراحی نیاز داشتن. به این معنی که هر وسیله جدیدی که ساخته میشه قبل از ساختش باید طراحی بشه.
بسیاری از محققان براین عقیده اند که انسان اولیه برای برقراری ارتباط از طراحی استفاده می کرد.که نمونه هایی ازاین آثار درغارآلتامیرا(اسپانیا) وغار لاسکو(فرانسه) پیدا شده که قدمت آنها به 10الی 15 هزار سال قبل ازمیلاد مسیح می رسه.
نتیجه اینکه قبل اززبان، طراحیهای انسان اولیه بودش که به نوشته ها وخطوط امروزی تبدیل شدن.واین ثابت میکنه که نوشته نوعی طراحی هست.
امروزه صنعت وطراحی بدون چون وچرا نیازمند هم هستند.
من خودم برا اینکه ثابت کنم طراحی چقدراهمیت داره یه نرم افزار آموزش طراحی بامداد وبانام شوق طراحی ساختم.این نرم افزار توجشنواره تولید محتوای الکترونیکی اصفهان مقام دوم رو آورد.
درسته که شاید از نظر اهل فن(هنرمندان وبرنامه نویسان)کامل نباشه ومنم اینو کاملآ قبول می کنم اما حسنش این بود که اولین نرم افزارآموزشی تواین زمینه بود.